۱۳۹۰ تیر ۱۰, جمعه

گاهی از آدم های دور و برم که ادعا دانایی شان سر به فلک می کشد بدم می آید. به خودم می گویم از چیزهایی که برای خودت جذاب است را با دیگران به اشتراک نگذار و خودت لذتش را ببر.

۱۳۹۰ تیر ۴, شنبه

امید و انتظار

چند روزی بود که افسرده بودم از وضعیت زندگی ام. از این بلاتکلیفی که در آن افتاده ام. خیلی اذیتم می کرد. اینکه دو سال اول زندگی مشترک چقدر سخت و طاقت فرسا شده است. چیزی نفهمیدیم ازش. این بحث رفتنی که انگار طلسم شده است. گاه امیدوار به درست شدن کارها و گاهی نا امید و دلمرده. با خودم فکر می کردم این آن چیزی نیست که در زندگی دنبالش بودم و دوست داشتم داشته باشم. به خودم گفتم از یک جایی برای اصلاح با شروع کنم. برای مرتب کردن اوضاع و احوالم. سعی ام را باید بکنم برای بهبود شرایطم. اگر کار درست شود و برویم وقت چندانی برای به دست آوردن حداقل چیزهایی که آن جا لازم دارم. منتظ خبرهای خوبیم فعلا. امیدوار و منتظر.

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

فکر کردن به اینکه جقدر از برنامه هایی که برای خودت و در زندگی ات داشتی عذاب آور است. ولی فکر می کنم بهتر این است که به این فکر کنی که چگ.نه از بقیه اش درست استفاده کنی.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

بلاگر را هم فیلتر کرده اند و یا باید با لایو رایتر نوشت یا با فیلتر شکن. خیلی وقت است که سر نزدم به اینجا.

یک روز به شیدایی…

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

فیلتر شدیم همین طور الکی.

۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

فرهنگ خوان

یک زمانی که هر شب ولگردی می کردم در اینترنت , سایت های زیادی بود برای دیدن. هفتان از ان هایی بود که هر روز لینک های جدیدش را چک می کردم. پر بود از موضوعات مورد علاقه ی من. بعد از ان بالاترین که فیلتر شد. هفتان هم بعد از یک مدت فیلتر شد. خیلی وقت بود که جای خالی سایتی مانند هفتان حس می شد. امروز سایت فرهنگ خوان را دیدم که به نوعی ادامه دهنده ی راه هفتان است با سبک و شیوه ی بالاترین به صورت نمره دادن به بهترین لینک ها. امیدوارم این یکی باز فیلتر نشود.

نهیب

به خودم می گویم کاری که داری از الان آخرش و ان قله اش را می بینی و می دانی پیشرفت خاصی در

ان نداری و نهایتش می شود سرپرستی یک گروه با کلی مسئولیت , چرا دلخوش شوی به آن؟ جدای از آن از ماهیتش هم خوشت نمی آید. تا آخر عمر می خواهی خودت را عذاب دهی. نه زمانی می گذارد برای خودت و خانواده و نه انرژی. دائم توی این جاده ها باید عمرت را بدهی. نمی شود بشینی و یک فکر بهتر کنی برای خودت. خودت هم خوب می دانی با روحیه ات این تیپ کار سازگار نیست و فعلا برای همان انگیزه های مالی فقط داری تحملش می کنی. بهتر نیست خود را راحت کنی و بروی دنبال راهی که خودت هم کمی لذت ببری؟ تصمیم با خودت است. چند وقت دیگر حسرتش را می خوری و می گویی چرا زودتر به فکر نیافتادم.