۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

سفر

امروز راهی سفرم. سفری چند روزه به شهری کوچک. دوست دارم اینجا از تجربه ها و دیدنی ها و گفتنی های این سفر ها پر کنم تا برایم متنوع شود. سعی می کنم عکس اینجا بگذارم. با این کارها شاید سختی های سفر از گرمی هوا و آفتاب داغ تا سر و کله زدن با آدم هایی که از درکشان عاجزی کم تر شود.

.

سعی می کنم انگیزه هایم را حفظ کنم. هدف داشتن ، حتی دور و بعید و بلند پروازانه باشد بهتر از این است که چیزی نداشته باشی برای دلخوشی. نقطه ی دوریرا برای رسیدن انتخاب کردم. ولی می خواهم تلاشم را برای رسیدن به ان انجام دهم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

حسرت...

 

دلم هوس ساز کرده است. حسرت می خورم که چرا دنبالش نرفتم. تنها چیزی که حس می کنم که می تواند این روان بی ثبات را کمی آرام کند. تا یک جا بشیند و این قدر من را آزار ندهد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

Substation

Pic652

پاک کن!

پاک می کنم و دوباره سعی می کنم بنویسم. شاید خودم را از زیر این همه واژه و کلمه توانستم پیدا کنم.